میثم زنگنه

تساوی حقوق در فقه اسلامی

انسان از گذشته های دور تا کنون،  زمانی که نیازهای اولیه خود را تأمین میکرده و فرصت اندیشیدن به سوال  "چگونه زیستن"  برایش فراهم می آمده در پی شناسایی و حصول به حقوق اولیه خویش بوده و هست و همچنین در جهت تضمین این حقوق تلاش می کند. انسان؛ همان موجودی است که خداوند پس از آفرینشش ، به خود آفرین می گوید و در کتاب آسمانی قرآن، تاج کرامت و بزرگی  بر سر او نهاده شده است.

 این موجود صاحب کرامت قطعا از توانایی ها، استعدادها و بنابر آنها، حقوق ویژه ای برخوردار است و نمی توان به راحتی با تقلیل  مسئله ی انسانیت به جنسیت (زن یا مرد) از  آن گذشت و این مسئله همچنین زمانی بیشتر مهم می شود که خداوند به صراحت عنصر تعیین کننده در هویت  انسانی را تقوای الهی معرفی می کند.  قرآن نیز در کنار مردانی بزرگ همچون نوح(ع)، عیسی(ع) و محمد(ص) از زنانی چون آسیه همسر فرعون، مریم(ع) مادر حضرت عیسی(ع) و نیز مادر حضرت موسی(ع) به نیکی یاد می کند که نشان دهنده مقام و جایگاه زن در اسلام است.

با این مقدمه و با نظر به اینکه حقوق در کشور ما با فقه اسلامی در آمیخته؛  از یک سو در قانون اساسی( اصول بیستم و بیست و یکم) از برابری حقوق زن و مرد سخن به میان می آید و از سوی دیگر تفاوتهایی در بعضی از حقوق زنان و مردان وجود دارد که می توان به ارث ،دیه،حق طلاق و ...  اشاره نمود در ادامه تلاش می کنیم با بیان چهار نکته به تشریح جایگاه و مقام زن چنان که در واقعیت قانون و دین هست به اجمال اشاره کنیم.

 

نکته اول، فرق میان تبعیض و تفاوت: در تبعیض چند موجود قرار دارند که همگی شایستگی و حق یکسان دارند اما به یکی داده می شود و به دیگری داده نمی شود و یا کمتر داده میشود  ولی تفاوت این است که در شرایط نابرابر براساس همان شرایط نابرابر فرق گذاشته می شود به عبارت دیگر تبعیض از ناحیه دهنده است و تفاوت مربوط به گیرنده است.

 

نکته دوم، اصل مساوات: قرآن کریم ضمن نفی تراژدی ستم و تبعیض نسبت به زنان در طول تاریخ، بر تساوی حقوق هر دو  که مبتنی بر عدالت است تأکید می کند و در عین حال با صراحت نظریه شباهت زن و مرد به یکدیگر که مبتنی بر واقعیتهای موجود در آفرینش نیست و خلاف عدالت است را رد می کند. ن گ: قرآن کریم آیات۲۴ سوره یوسف- آیه ۲۷ سوره مائده- آیه ۳۷ سوره آل عمران.

نکته سوم، اصل کرامت:  قرآن کریم در کرامت و حرمت اشخاص، بین زن و مرد تفاوتی نمی گذارد و بین آنان در تدبیر شئون اجتماعی و دخالت اراده و مدیریت ، تساوی برقرار کرده است.(علامه طباطبائی- تفسیر میزان-جلد ۲ – صفحه ۴۰۲) و همچنین آیات متعددی وجود دارد که نشان میدهد پاداش آخرت ( قرب الهی)  به جنسیت مربوط نیست بلکه به ایمان و عمل صالح بستگی دارد.

 

نکته چهارم، تنظیم قوانین با ابتنای بر فقه و نظر  به تفاوت های میان انسانها به لحاظ جنسیت: در این مورد اصول بیستم ،بیست و یکم و صدوپانزدهم قانون اساسی قابل توجه است. به موجب این اصول همه افراد ملت ایران اعم از زن و مرد، یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند(اصل بسیتم) و دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید(اصل بیست و یکم) . قید«رعایت موازین اسلامی» در اصول بیستم و بیست و یکم به خوبی بیانگر آن است که قانون اساسی ایران تفاوت های حقوقی میان انسان ها به لحاظ جنسیت را با ظرافت تمام به رسمیت شناخته است و این عبارت در این اصول،معنایی غیر از این نمی تواند داشته باشد ، چون در غیر اینصورت با وجود اصل نوزدهم قانون اساسی که به موجب آن اصل برابری حقوق همه شهروندان را به رسمیت شناخته است و دیگر نیازی به این امر کاملا بدیهی و مسلم نیست.

 

و در پایان همچنان که امانوئل کانت فیلسوف شهیر آلمانی در کتاب «بنیاد های مابعد الطبیعه اخلاق» می گوید:«با انسانها به صورت برابر و بعنوان غایت بالذات رفتار کنید».دلیل این امر هم آن است که همه انسانها  به جهت توانایی تفکر و تعقل،قدرت انتخاب و تصمیم گیری و آزادی اراده از کرامت و شرافت ذاتی یکسان برخوردارند و لذا از تمامی حقوقی که لازمه احترام به کرامت ذاتی آنان است به صورت برابر برخوردار هستند. نتیجه منطقی این اصل اخلاقی، آن است که تبعیض قائل شدن میان انسان ها به لحاظ اوصاف و عوارض تکوینی و یا اعتباری مثل جنسیت، نژاد، زبان، عقیده، مذهب و موقعیت اجتماعی در توزیع بار شهروندی و یا اعطای امتیازات و حقوق شهروندی،تجاوزی آشکار به حریم انسانیت و کرامت و شرافت ذاتی انسان ها است و اینکه خداوند نیز در قرآن کریم می فرماید ما انسان ها را زوج آفریدیم، زن را برای مرد و مرد را برای زن؛ در عین وجود تفاوتها تبعیضی وجود ندارد و همانطور که مرد می تواند مدیری قوی در مستحکم نگه داشتن خانواده باشد زن نیز می تواند مدیری قوی در تربیت فرزندان و در کانون خانواده نقش بسزایی داشته باشد و با همکاری و همیاری زن است که مرد می تواند بنیان خانواده را مستحکم نگه دارد.

خداوند همه انسان ها را از نظر کرامت و حرمت  در یک حد و اندازه دانسته و تفاوتی میان آنها نگذاشته است، بر  اساس اصل بیستم و بیست و یکم قانون اساسی نیز همه افراد جامعه ما در قانون از حقوق مساوی برخوردارند و این دو مورد نشان می دهد که اسلام حقی از زن یا مرد پایمال نکرده و در قوانین ما نیز تلاش شده از حقوق زنان دفاع شود و بنابراین اگر رفتارهایی نادرست نیز با استناد به فقه اسلامی یا قانون اساسی انجام بگیرد باید مورد بررسی جدی قرار بگیرد تا اگر این نادرستی به شخص خاطی برمی گردد مجازات شود و اگر در قانون یا فقه راهی برای سوء استفاده وجود دارد مسدود شود و به یاری خداوند جامعه ای داشته باشیم که انسانها در آن به آرامی و راحتی زندگی کنند.

نویسنده: میثم زنگنه

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.